تبليغاتX
بوم

حزب كارگزاران سازندگي كه از قديم اتهام مافياي نفتي را به يدك مي كشيده  و به عنوان يك حزب ثروتمند شناخته مي شود اين روزها استراتژي جديدي را براي از ميان بر داشتن برچسبهاي  قديمي خود به كار گرفته است.

 اين بار تحريريه  روزنامه كارگزاران است كه بايد قرباني استراتژي هاي جديد كارگزاراني ها شود .

تحريريه كارگزاران كه نزديك به 3 ماه است حقوق خود را دريافت نكرده اند قربانياني هستند براي اينكه حزب ثابت كند نه خبري از نفت هست نه كاغذ نه سيمان نه حمايت هاي رفسنجاني پشت كارگزاراني ها را گرما مي بخشد و نه اتصالي به سازماني وجود دارد . يك روز كرباسچي مسئول مسائل روزنامه است يك روز مرعشي وروز ديگر اصلا هيچ كس خود را مسئول نمي داند تا مرجع مشخصي براي متوسل شدن وجود نداشته باشد . هر چند وقت يكبارهم شايعاتي مبني بر بسته شدن روزنامه از طرف آقايان منتشر مي شود تا از يك طرف تفكر بي پولي كارگزاراني ها براي انتشار حتي يك روزنامه پر رنگ تر شود و از طرف ديگر دولت با اين تفكر كه روزنامه كارگزاران رو به انحلال است زحمت  توقيف روزنامه را به خود ندهد. چندي پيش نيز چند نفر از اعضاي تحريريه روزنامه به نمايندگي از سايرين براي رفع مشكلات موجود به آقاي كرباسچي رجوع مي كنند و برايش از مشكلات موجود و به ويژه پرداخت نشدن حقوق 3 ماه اخير كاركنان روزنامه مي گويند. اما در مقابل سياست مديريتي آقاي كرباسچي حكم مي كند كه در اين جلسه توپ  را به زمين  تحريريه بيندازد و خود را از هر مسئوليتي مبرا سازد. در عين حال يكي از حاضرين جلسه كه سمتش" خبرنگار " بوده  لب به سخن مي گشايد تا از مشكلات تحريريه بگويد اما اشراف زادگي آقاي كرباسچي گفتمان با كسي كه سمتش تنها يك خبرنگار است را نمي پذيرد و با بي احترامي هر چه تمامتر از گفتگو با وي اجتناب مي كند . و اما دلايلي كه كرباسچي در اين جلسه براي مشكلات روزنامه حزب متبوعش اعلام مي كند از اين قرار است: " تقصير پدر من است كه به جز يك جا نماز برای من ارث ديگري نگذاشته كه من الان به شما ها بدهم . " " تقصير تحريريه است كه خوب كار نمي كند تا منابع ما تامين شود."" تقصير آنهايي است كه 2 جا كار مي كنند. "

اما اقاي كرباسچي در اين جلسه حتي  اجازه نداد نمايندگان تحريريه هم دلايل متقابل خود را ارائه دهد . كاش آقاي كرباسچي به جاي اينكه خود را نابغه بپندارد غرورش اجازه مي داد تا تنها چند دقيقه هم ما با او سخن بگوییم. آنوقت به او می گفتیم: جناب آقاي كرباسچي شما كه خود را مديري نخبه و قوي مي دانيد چطور اين اصل ساده را كه " كارگري كه چند ماه حقوق خود را نگرفته باشد انگيزه اي براي كار كردن ندارد " فراموش كرده ايد؟ شايد هم فراموش نكرده ايد و مو قعيت ايجاب مي كند كه فراموش كنيد؟  

آقاي كرباسچي چرا دلايل شكستهاي سياسي خود را در آ سمان ها جستجو مي كنيد؟ شما آنقدر خود شيفته هستيد كه با وجود نداشتن هيچ سمت ارزشمندي حتي حاضر نيستيد با يك روزنامه نگار هم كلام شويد در مقابل آقاي احمدي نژاد زيركانه براي براي كسب محبوبيت با ترك ها تركي صحبت مي كند و با كرد ها كردي . با بچه هاي كوچك و پير سالان بي سواد مهربانانه هم كلام مي شود تا آینده سیاسی خود را تضمین کند. 

اقاي كرباسچي چطور توقع داريد مملكتمان را دست حزبی بسپاريم كه  ظلم و ستم را در حق يك مجموعه كوچك زير دستش در روزنامه كاركزاران روا داشت ؟

شما 30 نفر كاركنانتان را در روزنامه كارگزاران فداي بازي هاي سياسي خودتان كرديد اگر حزب متبوعتان به قدرت بازگردد مملكت را فداي منافعتان نمي كنيد؟

آقاي كرباسچي خواندم كه حزب كارگزاران 100 كرسي مجلس را براي خود هدف گذاري كرده است مي شود بگوييد چه كساني قرار است همرزمانتان را اينچنين از ارايشان بهره مند سازند ؟

شما حتي نتوانستيد كاركنانتان را از خود راضي نگه داريد و كساني را كه تا ديروز شما را مديري لايق مي دانستند  از خود رانده ايد . به نظر مي رسد اگر نخواهيد در تفكر و عملكرتان اصلاحاتي صورت دهيد دیر یا زود مجبور باشید  با سياست خداحافظي فرماييد. کاش اینطور نباشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 18:5  توسط نگین بهکام  | 

سلام بالاخره تصمیم گرفتم تنبلی رو بزارم کنار و بیام. البته نمیدونم شاید اینجا بعد از چند روز فقط گورستان مطالب چاپ شده ام بشه . اما خدا رو چه دیدید شاید گهگداری یه چیزهای دیگه ای هم گذاشتم . به هر حال از الان بگم  که من اصولا در این جور موارد  آدم شل و ولی هستم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 17:38  توسط نگین بهکام  |