تبليغاتX
بوم - ... لعنت بر خودمان باد

گله ای نیست . می پذیریم وقتی زنان ایرانی اینگونه می پسندند . وقتی حسادتهای کوته فکرانه زنانه این جسارت را به مردان این مملکت داده تا حول تمام محورهای زنان تصمیم بگیرند و حتی استاد گرانقدر آقای خزعلی که سالهاست نعمت شنیدن را از دست داده اند و کر تشریف دارند به خود اجازه دهند در سن ۱۰۰ سالگی درباره مسائل زنان اظهار نظر کنند و همراه با آب شدن کله قندی در دلشان بگویند که بهترین کاری که یک زن می تواند بکند شوهر داری است . نمی توان از استاد خزعلی بزرگوار گلایه کرد . چه جای گلایه ای که نمایندگانمان در مجلس استقبال می کنندو حتی روشنفکران همکارمان در مطبوعات تلوبحا ابراز خوشحالی می کنند از دستگیری خانمهایی که احتمالا می ترسند دل شوهرانشان را ببرند . دیگر چه می شود گفت ؟ وقتی در مملکتی مهمتر از حل بحرانهای اقتصادی و سیاسی و مهمتر از سیر کردن شکم ادمها و هر چیز دیگری این باشد که برجستگی های بدن زنان را چگونه پوشاند تا مایه تبرج نشوند دیگر چه جایی برای بحث می ماند؟ گلایه نکنیم ، حقمان است . وقتی تمام فکر و ذکر عمده زنان یک جامعه این باشد که چطور شوهران خود را پایبند نگه دارند و دغدغه دیگری ذهنشان را نیازارد آیا این ناحق است که بگویند فقط به درد شوهر داری می خوریم ؟ گله از مسئولان و مردان و دولت نکنیم حقمان بیش از این نیست . روسری سر می کنیم ، لباس گشاد می پوشیم ، چکمه نمی پوشیم ، تمام هم و غممان اين خواهد بود كه مبادا مچ پايمان را نامحرم ببيند و متبرج شود ، جز به شوهر داري نمي پردازيم و ديه مان بيش از بيضه يك مرد نمي شود چون خودمان خواسته ايم و بيش از اين ها چيزي نخواسته ايم . گوني هم كه تنمان كنند حقمان است . چطور توقع داريم مردان ما را بيشتر از يك تن ببينند و دولت حقوقي بيش از حالا برايمان قائل شود ؟ تا خودمان به لزوم تحول شرايط ايمان نياوريم شرايط همين است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 23:20  توسط نگین بهکام  |